​چادرخیال صحنة سیاست

شخصیت الهام یعقوباو، که الحال راهبر اسّاتسیتسیة مهاجران آسیای میانه در کشورهای اروپا است، برای اکثریت شناس می‌باشد. ورزشگر بود و بعداً به حزب نهضت اسلامی تاجیکستان پیوست، راهبر بخش سغدی حزب نامبرده گردید. بعداً، اعلان کرد، که از این حزب دست کشیده است و در نوار ویدیویی اقرار گشته بود، که راه انتخابنمودة حزب نهضت نادرست است. اما این سخنانش کاملاً برای رهگم زناندن، برای در تصورات مردم خودش را اصلاح شده نشان دادن بوده ‌است و خلاص.

در شهر خجند چندین مراتبه شاهد گشته بودیم، که غایه‌‌های حزب نهضت را بین مردم پهن می‌کرد. به خصوص، هنگام برگزار گشتن انتخابات پارلمانی سال 2010 او در مجلس ها خیلی باحرارت سخن می‌راند و به مردم تلقین می‌کرد، که به جانبداری نامزدان حزبشان آواز دهند.

از همان سخنرانی ها، از طرز بیانش معلوم بود، که به او مربیان سیاسی از خارج کشور درس داده‌اند. اما گاها هنگام سخنرانی از سؤال های ناگهانی هراس هم می‌کشید. پالیتیخنالاگ های خارجی به الهام یعقوباو و دیگر سخنوران حزبشان راه های مبارزة سیاسی و به دست آوردن دل و آواز انتخابکنندگان را آموزانیده بودند و به قولی نفرانی مثل الهام یعقوباو «آمادگی خوب سیاسی» دیده بودند. هرچند از تکنولوژی های معاصر سیاسی استفاده کردند، بحث های فراوان پیش از انتخاباتی گذرانیدند، اما آواز درکاری را صاحب شده نتوانستند. اما باز اعلان هم کردند، که تقلب کاری در انتخابات بود. اما رأی مردم اساسی بود.

بعد گذشت انتخابات چند مدت الهام یعقوباو در زیر پردة پنهانی بود و باز به صحنة سیاست پیدا شد و این نوبت او همچون راهبر اسّاتسیتسیة مهاجران آسیای مرکزی در اروپا معرفی گردید. اسّاتسیتسیة نامبرده عضو پیمان ملی تاجیکستان است. پیمان نامبرده با راهبری محی‌الدین کبیری فعالیت می‌برد.

از نقطة نظر کبیری الهام یعقوباو، سعیدیونوس استروشنی، عظیم شیرزماناو، شراف‌الدین گدایوچند تن دیگر مبارزان هستند. اما مبارزیشان به فایدة خودشان است نه به فایدة ملت. این ها خائنانند، که رهگمزده و دور از وطن مانده‌اند.

وقتی کس سخنرانی های این نفران را در گردهمای ها و یا مجلس ها می‌شنود، به چنین خلاصه می‌آید، که آن ها لختک هاییند چادرخیال و طناب اداره‌کنییشان در دست دیگران است. پیشکی آن ها را آماده می‌کنند، اما معلمان شان هم خارجی می‌باشند.

عظیم شیرزماناو طرزی برندگی می‌کند، که به گمانم خوانندة صنف دو از وی بهتر افسانه ‌ها را نقل می‌کند.

شراف‌الدین گدایف هم یکی از خائن مبارزان است، که خود را شارح سیاسی و دانندة اسرار نشان دادنی می‌شود، اما اگر با عقل سالم کس گفتار او را تحلیل نماید، به غیر از زیر ناخن چرک کافتن و بد نام ساختن فعالیت حکومت جمهوری و ساختارهای آن دیگر غرضی ندارد. اما باعث تأسّف است، که بعضی جوانان نادان به گفته ‌های آن ها باور می‌کنند و هواخواهی و بلی‌گویی می‌کنند.

الهام یعقوباو هم در صحنة سیاست چادرخیالی است و بس، که طناب حرکاتش در دست دیگران است.

در این گونه مورد نمایشنامة «زن آهنین» به خاطرم می‌آید، که با گذاشتن فیتة مخصوص علامتخان مطابق سپارش همان فیته کار می‌کند. این جوانان گمراه رابوت های سیاسیند، که برنامة کاریشان را محیی‌الدین کبیری و خواجگان پس‌پردگییشان تهیه و نصب کرده‌اند.

رابوت- انسان الهام یعقوباو با برنامة کاری «حزب نهضت» کمتر فعالیت برد، شرایط دیگر گشت و برنامة او را به رئیس اسّاتسیتسیة عوض کردند.

اما از عوض کردن نام، قانون متیمتیکی تغییر نیافت و «دو پانزده یک سی» ماندن گرفت، خائن خیانتکار به خیانتکار خائن مبدّل گشت.

ا. رحیم‌اف

МАРКАЗИ ИТТИЛООТ