​کبیرهمخونابراهيمبيکيباسمچی ؟

چه خیلی، که به ما معلوم است بعد تقسیمات ملی-حدودی، در قلمروی آسیا میانه حاکمیت شوروی برپا گردید. از جمله در تاجیکستان شوروی نیز امکانیت برپا گردید، لکن قوه‌های بودند، که ضد حاکمیت شوروی برامد میکردند، که آنهارا باسمچييان‌ ميناميدند‌. ما میدانيم‌، که نامها مشهرتريني آنها در قلمروی تاجیکستان انورپاشا، سليمپاشا، فزيل مخسوم، ايرگش‌ و ابراهيمبيک و غیره بودند. مقصد آنها پیش از همه نیست کردن حاکمیت شوروی بود و آنها چه قدری عمل‌های غرضناک‌رابرای این عمل‌ها استفاده می بردند و در نتیجه، سال 1931 آخرین نماینده-سرور دسته باسمچييان‌ ابراهيمبيک دستگیر کرده شده، کشته شد.

گفتن جایز است، که بعد رسیدن به وحدت ملی تاجیکستان با سرداري‌ سرور معظم خود کشیش کرده ایستاده‌است، که همه کمبدی در سالهای 90-عم عصر خ بملامده‌را برطرف سازد، اما یک انسانها، که حتی به نام انسانیسزاوار نیستند، ميکوشند‌، که به همین شکفا با گپ‌های بی اساس خود نیش زده، مردمرا گمراه سازند.

مهيدين کبیر کي است؟ یک شخص، که از یک جانب ایستاده نسبت وطن خود عقیده ها بردروغ می گوید. مگر این از روی مردگي‌ است؟ طرفدار باسمچیگری بودن از روی انسانيگري‌ است؟ نی. تو خود می دانی، که برای کدام مقصد این گپ‌های غرضناک خود‌را گفته ایستاده؟ در وقتش ترا همچون انسان راهبر یک حزب در وقتش تعين کردند، اکنون تو از یک دولت اروپا، که پشتو‌و پناه یافت، کناره جوئی میکنی. تو چه کار کردی برای دولت خود؟ این پیشرو‌هارا دیده ایستاده؟

ما، تاجیکان الکی قهرمان خود‌را انتخاب کرده ایم. ما کشیش به خرج میدهیم، که سیاست پیشگرفته سرور دولت و حکومت جمهوری تاجیکستان‌را دستگیر کرده، وطن عزیزمانرا‌ به یکی از دولت‌های پیشرفته‌ترين‌ تبدیل دهیم.

ابدلايوه ا.ر.، سرمليمي کفیدره سیاست شناسی

МАРКАЗИ ИТТИЛООТ