باسمچيانی عصر 21

از سالهای نودم عصر گذشته آغاز کرده مساله قهرمان حساب کردن باسمچي‌ها، رفتار‌و کردار آنهارا ستایش کردن، با «شهید اعلا» برابر کردن آنها شرع گشت. در بین اهل علم نیز این مساله بحث برانگیز بوده، گرهي آنهارا خاینان‌ دشمن خلق و گرهي دیگر برعکس وطن پرست‌و قهرمان میدانند‌. حال آن است، که برای کاملا جواب صحیح گردانیدن به این مساله تحلیل و تدقیق صدها حجت‌و سند‌های هردو‌و دیدگاه لازم است. مهيدين کبیر – رئیس به نام «سازمان شیطان ملت» در سهبتي مستقیمش‌ طریق شبکه‌های اجتماعی ابراز داشت، که باسمچي‌هارا همچون قهرماناني ملت مي شناسد. قبلا اظهار داشته بود، که نسل سوم باسمچي‌ها هستند. آن نفرانی، که در مکتب‌های شوروی تحصیل نموده اند، بی شبه نسبت باسمچي‌ها نفرت دارند. اما سالهای 90-عم نسبت این مساله نگاه دگرگون گردیده از باسمچييان‌ قهرمان تراشی کردند. واقعیت آن است، که آن زمان جنگی شهروندی بود. یک طایفه برای نگه داشتن حکومت خود مبارزه میبرد و طایفه دیگر برای به دست آوردن حکومت. باسمچي‌ها برای نيگخ داشتن حکومت خود مبارزه می بردند و برای نایل گردیدن به این کار از عمل‌های رذیلانه نیز دست نميکشيدند‌. مثلا، در یک برقیه، که №353، که به ستاد عملیات ضد باسمچي‌ها در فرقانه تعلق دارد، چنین گفته شده‌است: «دسته ايرگش‌ به مقدار 800 نفر روز دیوم است، که ساکنان اويزدي قوقندرا‌ ترار کرده، دست به غارت گری زده به قلعه ی بچکير جانوران زنده و اشیا‌را مي کشانند‌». این سند سنه 19 آکتیبر سال 1919 تهیه گشته‌است. چه طور این واقعیت‌را انکار کردن ممکن است؟ باسمچي‌ها برای نگاه داشتن قدرت دست به جنایت و به غارت خلق خود میزدند. پس، آنهارا چه گونه قهرمان نامیدن ممکن است؟ و یا به سند دیگر، که № 450 سنه 31 اکتبر سال 1920 از طرف کامیسریت حربي‌ آتريدي خجند ترتیب داده شده‌است، می نگریم: «اهالی عرض می کنند (مراد ساکنان دهه سليوکته است) اگر خجند نسبت باسمچي‌ها یگان چاره ننديشد، ما مجبور می شويم‌، که به طرف باسمچي‌ها گذريم‌، زیرا آنها مارا به زوری به خود همراه می کنند و اگر کسی به آنها یار نگردد، اورا غارت می کنند، با قمچین زده سپس می روند». این یک مثال کوتاه است، که دایر به ظلم‌و جبر باسمچي‌ها سخن می کند. مگر با چنین کردار باسمچي‌هارا قهرمان گفتن ممکن است؟ بایگان‌هارا کشاده چنین سند‌هارا هزار‌ها عدد یافتن ممکن است. باز یک بار دیگر اینرا هم باید گفت، که حرکت باسمچیگری در تمام حدود آسیا میانه و به اصطلاح آن وقت ترکستان غربی سر زده بود. به باسمچي‌ها افسرانی حکومت پادشاه روس – سفید‌ها هم همراه گشته بودند. اینرا چه طور فهمیدن ممکن است؟ چندی پیشتر این افسرانی روس حاکم بودند، اکنون دوست شده با باسمچي‌ها همراه گردیدند‌؟ منطق کجاست؟ در همان زمان هم مردم ساده‌را با نام اسلام گمراه میکردند‌و به مبارزه دعوت میکردند، امروز هم همین کار عملی می گردد. مسلمان بودن مردمرا استفاده کرده به هدف‌های سیاسی استفاده میبرند. کور يونس (يونس برهاناو) در صحیفه فيسبک‌يش نامه آخرین امیر بخارا سید آليمخانرا‌ تحلیل کرده‌است. همین‌را هم باید گفت، که این “سيدزاده”-را مردم «عالم گاو» می گفتند از سبب بی خرد‌و ناوهدبراي‌يش. از تاریخ جستن حقیقت لازم باشد، آن کار گره و یا حزب سیاسی نیست، آن را اگر ضرورت واقعی باشد، باید دسته زیادی عالمان نه تنها تاجیکستان، بلکه از تمام آسیا میانه و خارجه در دایره تحقیقات علمی ب ی غرض و آبعيکتي‌وي به انجام رسانند‌. بابا و یا باباکلان کسی، که اشتيباهن و یا دانسته به دسته باسمچييان‌ پیوسته‌است، قهرمان ساختن امر درست نیست. ارميي سرخ و بالشیویک‌ها هم به کردار نادرست دست زده‌اند‌، اما نسبت باسمچي‌ها عدالت‌را بیشتر تامین میکردند، که به منفعت اکثریت مردم بود. کبیر و یا یگان نفر سیاستمدار حقوق ندارد، که بی گذرانیدن تحقیقات دامنه دار این یا آن طایفه‌را قهرمان و یا وطن فروش‌و خاین اعلان کند. ی

МАРКАЗИ ИТТИЛООТ